شما اینجا هستید
صفحه اصلی > Uncategorized > نقش پدر در تربیت فرزندان

نقش پدر در تربیت فرزندان

تعریف پدر: از نظر زیستی پدر یکی از دو عامل مهم در تولد یک فرزند است، در حالیکه از نظر تربیتی به منزله راهنما و معلم، مرشد فکری و عملی و الگوی رفتاری است.

یکی از عوامل ضعف خانواده های امروزی کاهش نقش پدر در خانواده است. فرزندانی که پدران آنها به اندازه ی کافی در تربیت ایشان نقش داشته اند دارای توانمندی بیشتری در حل مسائل، مهارتهای کلامی و پیشرفت تحصیلی بوده اند. 70%  زندانیان، 82%  اخراج شدگان مدارس و 55/0 دختران نوجوان فراری و اکثر معتادان از خانواده هایی بوده اند که یا از وجود پدر محروم بوده اند و یا پدر نقش صحیح، مفید و موثر خود را در تربیت آنان ایفا نکرده است.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه تاثیر پدر بر فرزند ماندگار است و كودكان براستی به پدر نیاز دارند، اما به یاد داشته باشید وجود هر پدری مفید نیست. زندگی كودكان تحت تاثیر پدرانی كه از نظر عاطفی حضور دارند، برای فرزندان خود ارزش قائل می‌شوند و در ناراحتی‌ها و نگرانی‌ها می‌توانند فرزندانشان را آرام كنند بسیار بهتر می‌شود اما در عوض پدرانی كه خشونت می‌وزند، عیب‌جو هستند، فرزند خود را تحقیر می‌كنند یا از نظر عاطفی سرد هستند می‌‌توانند بشدت به فرزند خود آسیب برسانند.

محبتى که او را به سهل گیرى و آزاد و رهاگذاشتن کودک ترغیب می نماید و قاطعیتى برخواسته از دوراندیشى و ژرفنگرى که او را معتقد به استحکام و سختگیرى می کند. تربیت کودک باید حول دو محور متفاوت و در عین حال متجانس شکل گیرد. یکى سهل گیرى و واگذارى و دیگرى سختگیرى و کنترل، ضمن رعایت حد اعتدال در این دو شیوه متضاد. رمز بزرگ و هنر ظریف تربیت متعادل براى پرورش شخصیت متعالى کودک توسعه یافتگى این دو محور متضاد است. در دوران طفولیت نمایش مهر و محبت پدر بیشتر از دو طریق محبت محسوس و با صراحت و محبت از طریق بازى قابل اجراست. مدیریت پدر باید بر پایه این دو اصل کلى بنا شود و پدر وظایف خود را در حیطه تربیت با رعایت اعتدال و بکارگیرى درست و منطقى این دو اصل مهم انجام دهد

محبت پدر به نوزاد

پدر باید محبت به کودک را از همان روزهاى بعد از تولد آغاز نماید زیرا پدر نیز مانند مادر از طریق وراثت با کودک پیوند دارد و همین پیوند به وى امکان می دهد که در همان ایام نوزادى با فرزندش ارتباط برقرار نماید. نوازش طفل، اثرى درازمدت در رابطه پدر و کودک دارد. ضمن آنکه موجب افزایش علاقه پدر به کودک نیز می گردد.

پدر و بچه

دکتر «ویلیام سیرز» معتقد است که: «بیشتر نوزادان در حالت هوشیارى خاموش به سر می برند … این حالتى است که بعد از آن هرگز تکرار نمی شود؛ چشمهاشان گشاده و باز است و نسبت به محیط اطراف خود حالتى پذیرنده دارند، این لحظه هاى پیوند اولیه نباید از دست برود. در این زمان با نوزاد حرف بزنید و بیان احساسات را آزاد بگذارید؛ سلام عزیزم، من پدرت هستم …»

پدر و کودک شیرخواره

پدر در دوران شیرخوارگى نیز می تواند با محبت کردن به کودک، او را به همراهى، مدیریت و حکمروایى خود عادت بدهد. پدرى که در این دوران نسبت به طفل بی تفاوت بوده و بعد از گذشت دو، سه سال، تازه می خواهد در امر تربیت و پرورش کودک دخالت کند، توفیق کمترى می یابد زیرا کودک به دلیل نبود انس قبلى، با دیدن پدر به وجد نمی آید و شادمان نمی شود، در این صورت پدر چاره اى ندارد جز اینکه یا با زحمت بیشترى گذشته را جبران نماید و مورد اعتماد و محبوب کودک شود و یا آنکه راه آسانترى را برگزیند و تربیت را با خشونت درهم بیامیزد که راه دوم به هیچ وجه پسندیده نیست.

پدر و کودک خردسال

بعد از گذشت دوران شیرخوارگى، دایره محبت به کودک وسیع تر شده و محبت از طریق کلام، قوت می گیرد. از این پس وابستگى کودک به مادر کاهش می یابد او بیش از گذشته به سمت پدر می رود. متأسفانه برخى از پدران بعد از گذشت این دوران از توجه و محبت خود به کودک می کاهند. زیرا کودک، دیگر آن جذابیت رفتار و شیرینى قبل را ندارد. این دورى پدر، براى کودک بسیار گران است و می تواند موجب ناهنجاری هاى رفتارى گردد. مخصوصا که او اکنون بزرگتر شده و مسائل عاطفى را بهتر درک مى کند و طالب محبت بیشترى است. البته طبیعى است که در کیفیت محبت تغییراتى ایجاد شود، اما اصل آن باید محفوظ و محسوس بماند. از این پس، پدر مى تواند از عامل تعریف و تأثیر نیز بهره بگیرد.

تعریف، تمجید و تأیید کودک

انرژى مثبت کلمات پسندیده، بر روح و روان کودک تأثیرگذاشته و احساس خوشایندى در او نسبت به گوینده ایجاد مى کند. تعریف از کودک به تقویت عزت نفس او نیز کمک خواهد کرد. از آنجا که پدر در نظر کودک مظهر قدرت و شجاعت است و معمولاً در نظر کودکان، پدر بیش از مادر از هیبت و ابهت برخوردار است، تعریف از کودک، توسط پدر براى او بسیار ارزشمند و لذتبخش خواهد بود. شایسته است که پدر در مسیر تربیت از عامل تعریف بهره گیرد و روح کودک را با نسیم کلمات نوازش دهد. اگر پدر قصد پند و نصیحت و یا انتقاد از کودک را دارد، ابتدا مى تواند از طریق تعریف، فضاى دوستانه اى را ایجاد نماید و زمینه را براى تأثیر بیشتر کلام خود مهیا سازد. جملاتى همچون «از وقتى تو به دنیا آمده اى زندگى ما شیرین تر شده» و یا «تو گلى هستى که خداوند به ما هدیه داده است» چه احساسى در کودک مى آفریند؟ آیا اینگونه جملات در میزان حرفشنوى و همراهى کودک با پدر مؤثر نخواهد بود؟

پدر و دختر

البته تعریف و تمجید در صورتى مطلوب است که غیرواقعى و غیرمنطقى نباشد و کودک را دچار توهم و کبر و غرور نسازد. رعایت اندازه نیز در آن شرط است.

بازى دوستانه با کودک

بازى مجموعه فعالیت هایى است که کودکان به منظور سرگرمى، تفریح، فرار از غم و کدورت و کشف مجهولات بدان روى مى آورند و در حین آن انرژى هاى فراوان خود را تخلیه مى کنند.

جایگاه پدر در بازى کودک

پدر از دو طریق عمده مى تواند در مسیر بازى، مدیریت تربیتى خود را اعمال نموده و به نحوى مطلوب و مطابق با ویژگى هاى کودک، او را در مسیر هدایت سوق دهد. این دو طریق عبارتند از:

1. ایجاد زمینه و فضاى مناسب براى بازى و تهیه اسباب بازى هاى مفید.

2. بازى با کودک و دخالت مستقیم در بازى.

علاقه زیاد کودک به بازى موجب علاقمندى او به هم بازى نیز خواهد شد. هرکسى به راحتى مى تواند از طریق بازى، دل ساده و پاک کودک را به دست آورده و با محبوبیتى که کسب مى کند بر روح و روان وى تأثیر بگذارد. پدر در امر تربیت علاوه بر نیازى که به این محبوبیت دارد، به شناختى هم که از طریق بازى نسبت به کودک به دست مى آورد نیازمند است در حقیقت: «بازى وسیله اى است براى کشف دنیاى پنهان کودک و شناخت دنیاى وجودى او. چه بسیارند خوى ها و رفتارها، حب و بغضها، کین و مهرها که در کودک پنهانند و مربى را به شناخت آن دسترسى نیست مگر آنگاه که او را به بازى وادارد و یا بازى او را با خود و دیگران مشاهده کند … در سایه این کشف هاست که مى توان، در پى اصلاحش کوشید و عوارض و نابسامانى ها را در او اصلاح کرد و یا جنبه هاى مثبت او را تقویت نمود. حتى در اصلاح و درمان نابسامانى هاى کودک یکى از راهها و شیوه ها، شیوه بازى درمانى است که در سایه آن مى توان بسیارى از اختلالات را از بین برد.»

بازى کودک و پدر، معمولاً داراى هیجان، تحرک و فعالیت و شور بیشترى بوده و از دیگر بازى ها متمایز است. در بازى کودک با پدر تفاوتهاى آشکارى نسبت به بازى کودک و مادر و حتى همسالان دیده مى شود. لذا ذکر این نکته لازم به نظر مى رسد که: هرچند قوام بازى به ایجاد شادى و نشاط براى کودک است، اما ممکن است پدر ناخواسته از طریق بازى هاى جنجالى و هیجانزا موجبات ضعف اعصاب و بدخوابى کودک را فراهم کند.

 

در حین بازى توجه به سن کودک، توانایى ها و ظرفیت و افکار کودکانه ضرورى است. شرکت دادن کودکان در بازى هاى سخت، ترسناک و یا بازى هاى ویژه افراد بزرگتر، موجب قویتر شدن و یا رشد عقلانى سریعتر کودک نمى شود بلکه ممکن است طفل را دچار تضاد و اختلال کند. براى هر پدرى با هر میزان از اطلاعات و فرهنگ، بازى کردن با کودک بهتر از ترک بازى است. گاهى تصور نادرست از مردانگى، بى حوصلگى و کسالت و یا خستگى و درگیرى بیش از حد در مسائل کارى، پدر را از بازى با کودک باز مى دارد و موجب ایجاد شکاف عاطفى بین پدر و کودک مى گردد.

پاسخ دهید

Top